سفارش تبلیغ
صبا ویژن




























دلنوشته ها

افسوس اندک فرصتی به پایان رمضان که چون الماس تعبد و بندگی گوهر جان را صیقل می داد بیش نمانده است.
سحرهای آخرین بوی حزن می دهد و ابر فراقِ در حال نزدیک شدن است و شانه های نحیفمان باید بار سنگین فراق را بردوش بکشد .

ادامه مطلب...

نوشته شده در پنج شنبه 88/6/26ساعت 1:5 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

آن شب تنهاترین شب کوفه بود و خسوفی ترین شب تاریخ، چند پاره ابر تیره و سیاه بر شهر کوفه سایه انداخته بود. 
روحی الهی در سکوت غمگین شب به پرواز ملکوت درآمده بود. 
مرغابی ها غمگینانه ترین آوازها را به گلوی شب ریخته بودند، زمین از این فاجعه می لرزید و ستونهای مسجد کوفه مرثیه سر داده بودند.
محراب مسجد کوفه از خون عدالت رنگین گشته و در سکوتی سنگین غنوده بود.

ادامه مطلب...

نوشته شده در سه شنبه 88/6/17ساعت 9:37 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

شب نوزدهم:

اولین شب از شب‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمی‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم می‌خورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل می‌شوند و به خدمت امام زمان علیه‌السلام مشرف می‌شوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می‌کنند.

ادامه مطلب...

نوشته شده در یکشنبه 88/6/15ساعت 12:19 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید: 

"ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟" 

ادامه مطلب...

نوشته شده در شنبه 88/6/14ساعت 10:28 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

دوستی می گفت زندگی قطاری است که از یک مبدا تا یک مقصد بدون هیچ ایستگاهی ناگزیر پیش می رود .

اما من می گویم زندگی قطاری است که از سرزمینهای مدادرنگی می گذرد ، گاهی زرد است ، گاهی قرمز ، گاهی آبی ، سیاه و ... در نهایت سفید !

و چه ساده اند انسانهایی که به یک رنگ دل می بندند و به سرزمین بعدی امید ندارند . دلم به حالشان می سوزد .

ادامه مطلب...

نوشته شده در چهارشنبه 88/6/11ساعت 2:54 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |




فکر نمی کردیم جدایی جانگداز بنماید ،‌دوست داشتنی ترین احساسها نیز از فراق هزارساله غمگین می شوند.

دلمان قرص است که می آیی

به ظلمت آسمان ناامید نمی شویم ،‌طلوع و فرداها را می شماریم و جمعه ها را . مگر چه داشت این دل ما که آمدنت را می لرزاند .

چشمانمان کوچکتر از آنند که بودنت را حس کنند اما قلبهامان سرشار از عطر انتظار توست .

ای صاحب دلها ، نوازشهایت و نگاههایت را از ما دریغ مکن .

ادامه مطلب...

نوشته شده در چهارشنبه 88/6/11ساعت 2:51 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ?? دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند.

ادامه مطلب...

نوشته شده در سه شنبه 88/6/10ساعت 10:16 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

روزه فقط امساک از اکل و شرب نیست، بلکه شرایطى دیگر هم همراه آن است، تعهد و مسؤولیتهاى انسان در برابر روزه، این فریضه الهى زیاد است.  
روزه چهار گروه مقبول نیست
حضرت صادق(علیه السلام) فرمود روزه نیست ‏براى کسى که امام و پیشواى خود را نافرمانى کند و از او اطاعت ننماید، و صحیح نیست روزه عبد فرارى، تا مراجعت کند و به خدمت‏باز نگردد، و روزه زن ناشزه درست نمى‏باشد تا توبه کند و همچنین روزه فرزند عاق شده پدر و مادر تا خوب نشود و اصلاح نگردد، مورد قبول قرار نمى‏گیرد، و روزه به حساب نمى‏آید.
حضرت فاطمه (س) در آداب روزه‏دار مى‏فرماید: صائم با روزه خویش کارى نکرده (یعنى حق روزه را ادا نکرده) هرگاه زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه که بر آنها حرام است) حفظ نکرده باشد.  

ادامه مطلب...

نوشته شده در سه شنبه 88/6/10ساعت 9:38 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

خدیجه اولین همسر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و اولین زنی که اسلام آورد و مادر فاطمه زهرا که از زنان مشهور تاجر عرب و حجاز به شمار می رفت. پدرش خویلد بن اسد و مادرش فاطمه (دختر زائدة بن اصم بن....) که سلسله آنها از "لوی" با پیغمبر اکرم و سایر هاشمیان، مشترک می شود. خدیجه از طرف پدر با رسول خدا، عموزاده و نسب هر دو به "قصی بن کلاب" می رسد. او از خانواده های اصیل و اشراف مکه است. تولد او نیز در مکه و چندین سال قبل از «عام الفیل» بوده است. حضرت خدیجه قبل از ازدواج با رسول خدا، 2 بار شوهر کرده بود که هر