دگر بار،جهان بر فصل نخست نشسته هست.
هر کسی را تپیدن قلبی است در انتظار. |
نظرات شما: نظر
برای آمدنت ، انتظار ، غمگین است دل ِ گرفته ی این روزگار ، غمگین است
گذشت فصل زمستان ولی ببین بی تو چقدر چهره ی فصل بهار غمگین است
|
نظرات شما: نظر
]
گل من بهار می کن به بهار نو رسیدیم
ز غمان فرار می کن به بهار نو رسیدیم
گل و سبزه را بیاور ز چمن به ملک سینه
هوس خمار می کن به بهار نو رسیدیم
سر زلف باد می ده گل لب به خنده وا کن
دل ما شکار می کن به بهار نو رسیدیم
به سپاس این سعادت به طواف کوی او رو
نظری نثار می کن به بهار نو رسیدی
نظرات شما: نظر
اسفندماه از نیمه گذشته است و کم کم بوی بهار می آید
یادش بخیر در گذشته بهار ها چه شاد بودیم
چه لذتی داشت بوی عیدی پول نو توی لباس نو
و بوی زندگی چه همگانی بود
چقدر شاد بودیم
از نسیم بهاری زنده می شدیم
و چون شاپرکی آزاد و رها از این گل به آن گل می پریدیم
ولی بزرگتر که شدیم فهمیدیم که ارزان فروختیم شادی کودکانه را
نظرات شما: نظر

خداوندا تقدیر دوستان را در سال آینده به گونه ای قرار بده که در پایان سال
از گذشته خود افسوس نخورند . . .
نظرات شما: نظر
هرهزارسال یک بارفرشته ها قالی جهان را درهفت آسمان می تکانند |
نظرات شما: نظر
زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند. انها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند. |
نظرات شما: نظر
ظهور میکنی آخر به چشم هم زدنی خدا کند که بیایی ، تو آرزوی منی !
ظهور میکنی آخر برای حسرت عشق و عشق از تو تراود ، به عشق هم وطنی
ظهور میکنی آخر به خواب دیدم دوش به خدمت آمدمت پیش ، تو هم امیر منی
|
نظرات شما: نظر
وقتی که می آیی ، بهارت را بیاور
گل خنده ی پروردگارت را بیاور
در ایستگاه تشنگی در انتظاریم
بر ما بباران آبشارت را بیاور
آلودگی ها در وضوهامان اثر کرد
از آب زمزم ، چشمه سارت را بیاور
(اینجا هوا بس ناجوانمردانه سرد است)
گرمای جان بخش ، شرارت را بیاور
آدینه ها خشکید در ساعات تکرار
آدینه های انتظارت را بیاور
از ازدحام درد صف ها بی شمارند
روحِ مسیحایی تبارت را بیاور
وقت اجابت در دعای ندبه آمد
این عصر ِ جمعه ، کوله بارت را بیاور
گفتند می آیی در این بیراهه درد
بر چشم ما گرد و غبارت را بیاور
پائیز در پائیز طوفان پینه بسته
درفصل بی برگی ، بهارت را بیاور
نظرات شما: نظر
عمری نماز به پا داشتم و ندانستم برای چیست و چه می گویم . ولی امروز الله اکبر گفتم . تو نیز مرا بزرگ خواندی . نیت کردم ، نظر کردی و من مشغول به توصیف صفات تو شدم . گفتی از توصیف بی نیازم (سبحان الله عما یصفون) . تو خود را در نماز توصیف می نمایی بنده ی من ، حال توصیف بنما تا من احسنت بگویم . حمد را آغاز نمودم: |
نظرات شما: نظر



























































































.jpg)

