سفارش تبلیغ
صبا




























دلنوشته ها

بانو که زیبای نام تو زینت دست‌های علوی است، چراغ همیشه روشن خانه عشق!

امشب، شانه‌های صبوری را به امتحان می‌گذارم و برای صبورترین دست‌های دنیا، می‌نویسم .

کودک زیبای مدینه، زینت پدر! بوی تو می‌وزد، در تمام کوچه پس کوچه‌های آسمان.

صدایت می‌پیچد در کنگره‌های عرش.

تو گریه می‌کنی و آهنگ گریستن تو، در گستره افلاک طنین می‌افکند.

فرشتگان، قنداقه نورانی ات را فوج فوج، به طواف می‌ایستند.

تو کلمه به کلمه در گوش جهان هجی می‌شوی.

بانوی نور و نافله، شاخه‌ای از شجره طیبه، فرزند طوبی، زینب! خجسته باد لحظه شکفتن بهشت وجودت.

قدم بر خاک می‌گذاری و ذرات کائنات، عطر خوش وجودت را عاشقانه نفس می‌کشند و شکوه آمدنت را به سجده می‌افتند.

چهره‌ات، حلاوت خنده‌های پیامبر عشق را دارد.

دست‌هایت هم قسم رنج‌ها و دلخستگی‌های مادرت زهراست و نگاهت، جذبه نگاه علوی را تجلی می‌دهد.

تو در بادها تکثیر شده‌ای تا امید میهمان سینه‌های سوخته شود.

سنگینی نگاهت، راز نامکشوف رنج‌های بی قرار شب‌های شام است.

بوی سیب و ستاره می‌دهی.

ادامه مطلب...

نوشته شده در سه شنبه 96/11/3ساعت 2:6 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

روزها می‌گذرد  بی‌تو؛ نه کبوتری به آشیانه‌ رسیده و نه پرستویی به سرزمین آفتاب.

 بعد از تو، مسافران شیعه را حج غربتی است مدام و جاده‌ها را  بوی اشکی غریب. بعد از تو، شاید دانه اشکی در گونه برادری تا ابد بماند؛ برادری که در غربت توس، آرمیده است .

چه جانسوز است رحلت بانویی که سال‌های کوتاه عمر خود را در غم فراق گذراند؛ سال‌های کودکی را در فراق پدر و سال‌های جوانی را در فراق برادر.

هنوز چند روزی از آمدنت نگذشته است.

ادامه مطلب...

نوشته شده در پنج شنبه 96/10/7ساعت 1:1 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

امروز طلوع یازدهمین ماه آسمان امامت را به نظاره نشسته‌ایم.

  امام ثانیه‌های سلوک!  کدام پرچین می‌تواند بوی گل‌های یاس را آن چنان که از دامن ردای تو جاری است، بپراکند؟

ای یازدهمین حجت پروردگار!‌ ای پناهگاه جان‌های خسته و ای مأمن قلوب دردمند!  امروز، مدینه بهشتی است در عطر نفس‌های تو شناور و کوچه‌های شرقی‌اش، شاهراه اتصال زمین به آسمان و این همه از حضور فرزندی علوی در این خاک پرنده خیز حکایت دارد.

ماه، یازدهمین بیت قصیده هستی را  می‌سراید.

سروها از پشت دیوارهای شب به تماشای اعجازی دیگر قد بر افراشته‌اند.

امشب، الفبای امامت در مرز تکامل است.

ادامه مطلب...

نوشته شده در چهارشنبه 96/10/6ساعت 12:4 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

هوایت آغشته از بوی خرما !

دست‌های مهربان حریم، سرپناه روزهای نیامده‌ات!

نگاهت لبریز یقین! واژه‌ها می‌تراوند از مابین لبانت، دست‌های اتهام شهر، اشاره می‌کنند معصومیت مادرت را، چشم‌هایت را باز کن، ملائک به پیشوازت آمده‌اند.

بگذار بیاشامند گوارایی کلماتت را!

بخوان از آغازین روزهای حیاتت که حتی از پیش تر، نامت آویزه کهکشان‌ها بود چنان که اختران تابناک.

روزهای نیامده‌ات را پلک می‌زنی، آن گاه که تمام صلیب‌های سوخته بر شانه‌های تاریخ، به جرم گناه ناکرده‌ات کشیده خواهد شد.

چشم بازکن.

ادامه مطلب...

نوشته شده در دوشنبه 96/10/4ساعت 9:33 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

صدای قدسی اشراق، با عطر صلوات درآمیخته است.

تولد گل‌های محمدی، رویشی از مهتاب را سر باغچه لحظه‌ها ریخته است.

زمین، حق دارد در خود نگنجد از این بشارت حجیم.

مژده فردا، چونان چشمه‌ای از امید، در همه جا جاری است.

کاخ های هراس، به خاکستر شومی خویش نشسته‌اند. لرزه بر طاقت طاق کسری افتادهو آتشکده فارس، مقابل خورشید لایزال حجاز چاره‌ای جز خاموشی ندارد.

  نسیم بهاری، لابه لای درختان اندیشه وزیدن گرفته است و قلم، با جلوه‌ای دیگر از عشق روبه‌رو شده است.

صدای شادی و صلوات، به موازات خرد شدن بت‌های جاهلی، گوش‌ها را می‌نوازد.

ادامه مطلب...

نوشته شده در سه شنبه 96/9/14ساعت 4:9 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

فردا، خورشید مهربان‌تر از همیشه بیدار می‌شود و روز از شانه‌های تو آغاز می‌شود ای صاحب زمان‌(عج) تا جهان، بزرگی‌ات را ببیند .

در آغاز ولایتت ملکوت را در دست‌هایت به تماشا می‌گذارند تا دنیازدگان، بهشت را پیچیده در قنوتت به تماشا بنشینند.

ای امید دل مستضعفان! جهان، خلاصه‌ای از لبخند توست که امامتت را تمام آبشارها قیام می‌کنند و جنگل‌ها قامت می‌بندند.

خدا  تو را بزرگ تر از هر کسی می‌خواهد.

فردا، روز آغاز مهربانی خداوند با دنیاست و  روز مهربانی تو با جان‌های تشنه ما.

ادامه مطلب...

نوشته شده در یکشنبه 96/9/5ساعت 3:5 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

هفته مبارک بسیج با نام جوانمردانی اجین گشته که عطر وجودشان عالمی را پرفروغ می‌کند.

بسیج نماد پایداری ملت ایران است .

بسیجیان بلندهمتانی هستند که به دور از وسوسه‌های دنیا و بی‌رغبت به جاذبه های زندگی در سایه ایمان خالص و عمل صالح جامه جهاد بر تن نموده و در وصف مجاهدان فی السبیل ا... قرار گرفتند و بدین سان به حیاتی طیبه دست یافتند.

همانانی  که سند هویتشان در جهاد آباد صادر، در ایستگاه اخلاص مهر خلوص خورد و در خانه صدق به امضا تعهد آراسته شد.

بسیجی یادآور مردانی است که در هولناکترین لحظات کشور، بی‌اعتنا به نام و نان، از مال و منال بریده و با سمند عشق ازدنیا و مافیها گذشته و دشت خطر را در نوردید و با مدد خون بیرق سه رنگ پیروزی را در مرتفع ترین آسمان ایثار به اهتزاز درآوردند.

بسیجیان دلیرمردانی هستند  که خرمی خرمشهر، آزادی آبادان، محبت مهران، دل انگیزی دزفول، شیرینی قصر شیرین، سرور سوسنگرد، بهار بستان، مهر موسیان و خلاصه امنیت و آرامش ایران و دین مرهون شجاعت آنان است .

ادامه مطلب...

نوشته شده در یکشنبه 96/9/5ساعت 3:4 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

زمان تولد گام‌های نور از مکه به یثرب است. بال‌های لطیف قاصدک، خبر برده‌اند و یثرب را به راه شوق کشانده‌اند .

یثرب، خوش میزبانی است که در شادمانه‌ترین آغوش‌ها را برای ورود واژه‌های رحمت گشوده است.

برای بیابان‌های راه، عبور همین نفس‌های سبز، به منزله زیباترین بهار روی زمین است که ندیده‌اند.

قدم‌های مصمم پیامبر در این سرزمین بی‌رهگذر، جاده‌هایی را هموار می‌کند که بعدها جغرافیای تمدن بزرگ اسلامی خواهد شد.

ادامه مطلب...

نوشته شده در دوشنبه 96/8/29ساعت 9:29 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

دانه‌های انگور، مرثیه خوان غربت توأند.

 تو چه خوب می‌دانی که کربلای تو، همین کاخ تبه کاری است.

مامون، زهر جفای خویش در انگور ریخت، تا آفتاب خراسان را به کسوف وا دارد.

جاده بازگشت به کهکشان، از عمق زهرآگین ترین خوشه‌های انگور می‌گذرد. آه! که این کهکشان، چه جاده جگر سوزی دارد؟!

نفرین بر آن شب سهمناک که هشتمین چراغ را به کشتن برخاست !

ای بزرگ! ای آنکه پرواز را به بندگی خداوندان میله‌ها ترجیح دادی و رفتی! حالا قرن‌هاست که آسمان، پرهای بلندت را تکثیر می‌کند.

قرن‌هاست که آفتاب، از مشرق خراسان تو برمی‌خیزد. تو، الفبای غربت را به تفسیر نشستی؛ وقتی که خلیفه‌های تاریک، بر مسند بیداد، به قهقهه نشسته بودند.

تو آن فریادی، که کوه‌های زمین به انعکاس همیشه‌ات کمر بسته‌اند.

ادامه مطلب...

نوشته شده در شنبه 96/8/27ساعت 3:3 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

امشب، شب فرو چکیدن قطره قطره دل‌هاست؛ شب گریه ستاره‌هاست. زمین، نظاره‌گر اشک‌های مهتاب است و فردا آفتاب مویه می‌کند .

امشب، شب سراسیمگی ابرهای پاره ست، دل آسمان گرفته است.

و فردا توفان حادثه ای تلخ، دل‌های مومنان خدا را سخت می‌لرزاند.

فردا پرندگان سپید بال آسمان آبی، به سوگ می‌نشینند.

ادامه مطلب...

نوشته شده در پنج شنبه 96/8/25ساعت 2:45 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

   1   2   3   4   5   >>   >

 Design By : Pichak