قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا




























دلنوشته ها

از لحظه «حرا» با آواز «اقراء» جبریل آمدی، با بشارت خورشید در شب بی‌نهایت انسان برانگیخته شدی و جهان، بهاران بعثت سبزی شد که از سوی تو می‌وزید .

در تاریکای دلتنگی زمین، نام تو ـ ای امین ـ روشنان جان جهان شد و جهان چنان بی‌تاب حضور تو بود که از بوی تو، بهارستان خسته روح به شکوفه نشست تا فانوس ستاره ای بیاویزی بر کوچه‌های تاریک زمین.

 آمدی از منتهای مهربانی آسمان

چقدر جهان محتاج دست تو بود.

ادامه مطلب...

نوشته شده در دوشنبه 96/2/4ساعت 1:18 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

از تو گفتن دلی به نرمای آب می‌خواهد و طاقتی به سختی صخره‌های سنگی، و از تو شنیدن حکایتی است نامکرر؛ چون عشق، چون حیات .

مهربانی‌ات باران بی‌دریغ بهاری بر دشت تشنه جان‌های بی‌شمار، و شکوهت، تندیسی به سترگی تمام بزرگی‌های تاریخ است.

ای به سخن «راستی» را آراسته و به عمل «درستی» را پیراسته!

خورشیدی بودی شگفت، و شکوه هر شعاعت، زوبینی جانگزا بر چشم‌های خفاشان کاخ نشین.

ای باب گشوده خدا بر حوائج مردمان، و ای رشته پیوند زمین و آسمان!

نامت کلید گشایش گره‌های فروبسته و یادت مایه آرامش دل‌های شکسته است.

نامت نردبان صعود دعاهای مرفوع و یادت پلکان نزول اجابت منصوب است.

ادامه مطلب...

نوشته شده در یکشنبه 96/2/3ساعت 9:34 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

نام تو را که نوشتم، لبریز خاطرات غریبی شدم که جان قلم را به آتش کشیده است . ادامه مطلب...

نوشته شده در شنبه 96/1/26ساعت 11:34 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

طلوع خورشید عدالت

آسمان جلال و شکوه خاصی داشت. در پهن دشت وسیعش افق و کرانه ای به چشم نمی خورد و سکوت اسرارآمیزی بر همه جا دامن گسترده بود.نسیم ملایمی گونه های آفتاب زده «کعبه» را نوازش می داد.خانه خدا با جبروت و عظمت خود، درخشش وصف ناپذیری به این سرزمین خشک و سوزان بخشیده بود و همگان در برابر شکوه و عظمت بی نظیر مولود کعبه سر تعظیم و تکریم فرود آورده بودند.

کعبه، در هلهله فرشتگان، برای میلاد عشق؛ میلاد علی(ع) مظهر تمام عشق و صفا و تفسیر بلند عدالت و شجاعت لحظه شماری می کرد. کعبه مباهات رویش تو را بر جهان فریاد می زد.

این کعبه نبود که شکافته می شد تا شکفتن تو را لمس کرده باشد؛ این آغوش خداست که برای تحویل دادن تو به آفرینش خویش، گشوده شده است و خورشید عدالت از درون کعبه طلوع می کند. 

ادامه مطلب...

نوشته شده در دوشنبه 96/1/21ساعت 10:9 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

در شریان رجب، هیجان می‌دود و شور غوغا می‌کند .

صدای هلهله آسمانیان، یک لحظه بند نمی‌آید.

هلال‌هاله‌های نورانی، طلوع طلعت دلدار را مژده می‌آورند!

موجی از فرشتگان از عرش تا فرش پرواز می‌کنند، غنچه‌ها می‌شکفند، ابرها هلهله می‌کنند و نور از هر سو می‌تراود، بوی میلاد دریایی از سپیده می‌آید!

صدای گام‌های میهمانی گرامی در رواق دل عاشقان می‌پیچد.

آری! مردی می‌آید از نورستان!

ادامه مطلب...

نوشته شده در شنبه 96/1/19ساعت 10:57 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

پلاکی از جبهه برگشته‌ام. با عطر و بوی بهشت . آغشته به خون شب‌نشین کانال‌ها! و همنشین انتظار.

خاک، مرا دربرگرفت.  خاک تنم را پوشید. لاله‌ای سرخ جوانه زد.

از امتداد غربت غرب می‌آیم. با شانه‌های صبور خاک گرفته خاک جنوب و نگاهی که پی جوی مادری دل نگران است. کانال‌های غریب را غریبانه جسته‌ام.

سنگرهای آبی بی‌آلایش همدمم بودند. شب‌های من غریب‌ترین شب‌های شام غریبانند.

هفت آسمان از من دور نبوده‌اند. من فدای جبهه‌ام. شهره گمنامی. خوابیده در شیارها! بی‌هیچ سایبانی! دلم از مرز بهشت می‌آید. گمنامی مرا خوشتر است. در کانال‌ها بهتر می‌توان نفس کشید. راه آنجا تا بهشت یک دهن ناله است.

ادامه مطلب...

نوشته شده در دوشنبه 95/12/23ساعت 9:17 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

حریق دامنه دار، بهار را با خود می‌برد و پاییز بلافاصله پشت در خانه بهار فرامی‌رسید.

دلم آنجا بود؛ آنجا که خاکستر و شعله، توامان بر گیسوان جوان آوار می‌شد و سوره سوره عشق را بی مهری کینه یک شبه پیر می‌کرد.

 کابوس نبود؛ حقیقت بود.  افسوس! هیچ کس به هواداری شاخ و برگ معصومی که در طوفان نخوت پرپر می‌شد، برنخاست و هیچ دستی نبود تا دست‌های کوثر تنها را در معرض کولاک خانه‌برانداز، در دست بگیرد.

ناگاه بادی مهیب در خانه بهار را به سمت آتش گشود، و بانوی معصوم خانه، پشت در یکه و تنها به دیوارهای غربت خود اصابت کرد؛ به دیوارهای پیمان شکستن قبیله خیانت. ...

از بندرگاه چشمان حزن آلود بقیع، آواز شرجی خون شنیده می‌شود.

زخمی ترین شکل کلمات، به آینه غزل رو آورده است .

ادامه مطلب...

نوشته شده در شنبه 95/12/14ساعت 2:2 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

از گذشته‌ای دور تا به امروز این آرزوی هر مسلمانی بوده تا در اماکن مقدسی که محل هبوط ملائک و محل برگزاری مراسم معنوی مختلف است، به خاک سپرده و بهره‌ای از این برکات نصیبش شود، اما به نظر این آرزو برای عده‌ای به امری محال و دست نیافتنی تبدیل شده، چرا که هزینه مسکن ابدی در این اماکن از هزینه مسکن در دنیای فانی بیشتر شده است .

هم‌جواری با معنویت و همراهی با زائران کویش به عالمی می‌ارزد و ارزش دارد تمام سرمایه عمرت را بدهی تا همین یک تکه قبر کوچک را در آن بارگاه عزیز به دست بیاوری.

حرم امام رضا(ع)، خواجه اباصلت، خواجه مراد، خواجه ربیع و موارد مشابه نمونه همین مکان‌های مقدسی است که قبرهایشان با ارزش ریالی هر روز بالاتر می‌روند و خرید قبر در داخل محوطه آن‌ها کمتر از مسکن و خودروهای لوکس در دنیای امروز نیست.

حتی در مواردی هزینه خانه ابدی در آن‌ها سر به فلک هم می‌کشد. البته به دست آوردنش زیاد سخت نیست، فقط یک جیب پر پول می‌خواهد، پولی که نه به اندازه یک قطعه حدود یک اتاق دو متری در زمین خالی باشد، بلکه به اندازه یک آپارتمان لوکس آب بخورد!

ادامه مطلب...

نوشته شده در چهارشنبه 95/12/4ساعت 11:44 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

یاس ها امروز بوی اشک می دهند.

ایام فاطمیه که می‌رسد، دل‌های عاشق و بی‌قرار، «سرود غم» می‌خواند و... منظومه اندوه می‌سراید.

وقتی یک بوستان، خزان زده شود؛ وقتی یک گل، پرپر گردد؛ وقتی بلبلی به هجران گل مبتلا شود؛ چه می‌ماند؟ جز فصل نالیدن و موسم گریستن؟ فاطمیه، همان فصل و موسم است.

 داغ غربت علی(ع)، کوه‌ها را از هم متلاشی می‌کند، اما فراق فاطمه، تنها علی را داغدار نکرد، بلکه چشم فضیلت‌ها در داغ میوه دل پیامبر، خون گریست و دیدگان ارزش‌ها، همواره گریان آن مظلومه تاریخ ماند.

 آسمان دل شیعیان ابری است و هوای چشمان‌مان به یاد «رنج فاطمه» و «غربت علی»، بارانی است.

امروز ما، در فاطمیه‌ای به وسعت تاریخ، سر بر شانه «مظلومیت شیعه» می‌گذاریم و آرام می‌گرییم.

ای به خاک آرمیده افلاکی!

شهادتت، به «حق» شهادت می‌دهد و «رفتن»ات، «رفته»ها را به یادها می‌آورد.

خفتنت درخاک تیره، خفتگان تیره روز را بیدار می‌کند.

مزار پنهانت، پنهان‌ها را آشکار می‌کند، گریه‌هایت، از خنده‌های ناحق پرده بر می‌دارد.

ادامه مطلب...

نوشته شده در شنبه 95/11/23ساعت 10:3 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

در سکوت جاری لحظه‌ها، غنچه‌ای رو به آسمان عشق می‌شکفد و خانه کوچک باغبان عشق را سرشار از عطر خوش ملکوت می‌کند .

بوی گل یاس، دوباره در کوچه‌های مدینه می‌پیچد و دل‌های عاشق را به وجد می‌آورد. همهمه‌ای در گوش شهر می‌پیچد؛ طوبای رسالت دوباره به بر نشسته و ستاره‌ای دیگر بر خانه وحی فرود آمده است.

لبخند بر لبان علی و زهرا شکوفاست و گرمی‌ بوسه‌هایشان گونه‌های طفل را گلگون کرده است.

خوش آمدی، ای پرستار ساقه‌های شکسته کربلا!

ای عزیز خاندان ‌هاشم، «عقیله» بانو!

ادامه مطلب...

نوشته شده در پنج شنبه 95/11/14ساعت 12:39 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |


 Design By : Pichak