سفارش تبلیغ
صبا ویژن




























دلنوشته ها

دلم تو را تمنا می‌کند در این غروب غم گرفته. طوفانی است دلم و یاد تو کولاکی به پا کرده در ساحل افکارم.

اشتیاق غرق شدن در چشمان رؤیایی‌ات که هرگز ندیده‌ام در من قوت گرفته و حریر سبز خیالت درکارگاه ذهنم تار و پود انتظار می‌بافد.

از پنجره کوچک تنهاییم به جاده بی‌انتهای افق، چشم دوخته‌ام و احساس می‌کنم در مقابل شمعی ‌که درکنارم آهسته آهسته اشک می‌ریزد چقدر کوچکم.

در این غروب جدایی، ابرهای سیاه آسمان دلم پرپر می‌شوند و نم‌نم باران اشک‌ها گونه‌هایم را نوازش می‌دهند و در فراق تو سینه بر سجاده می‌کشند.

امواج دریای دلم بر ساحل چشمانم هجوم آورده و من غرق رؤیای ظهورت می‌شوم.

«اللهم عجل لولیک الفرج.» چهره نادیده تو را به تصویر می‌آورم و می‌بینم که در تمام ورق‌های دفترم نام تو را نوشته‌ام و برای دیدنت با اشک‌هایم وضو ساخته‌ام.

کاش بیایی...

آرزو می‌کنم مانند نسیم صبح‌گاهی در انفاس باد صبا نمازم را به تو اقتدا کنم و در افق سبز نگاهت مسیر دیدار را پرواز نمایم.


نوشته شده در سه شنبه 89/9/30ساعت 12:43 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |


 Design By : Pichak