| زمستان بود، هوا سرد و زمین افسرده، گلی یافت نمیشد، سرها در گریبان بود. جمود سراسر شهر را فرا گرفته بود. روزهای سرد سال را به سختی و با زحمت گذراندیم. در کوچه پس کوچههای اسفند قدم میزدم که از دور دروازه بهار را دیدم که ما را به خود میخواند. |
::: پنج شنبه 20/12/88 ::: ساعت 9:45 صبح :::
  توسط حمیده بالایی
نظرات شما: نظر
نظرات شما: نظر



























































































.jpg)

