سفارش تبلیغ
صبا ویژن




























دلنوشته ها

جاده ... جاده ... جاده!
 گویی به انتها نمی‌رسند
به پایان نمی‌رسند
این افق‌هایِ تا ناکجا قد کشیده!
این دلتنگی‌هایِ روزمره!
جاده ...
یعنی مسافر عزیزی که هر لحظه خواهد رسید!
خواهد رسید
و بر پلک‌های آشفته قدم خواهد گذاشت
بر پرتگاه‌های تباهی، چراغ خواهد آویخت
بر جمعه‌های خاموش، لبخند خواهد زد
بر لحظه‌های نفرین شده، دعا خواهد خواند ...
مگر چند بهار دیگر ماندگاریم؟
نجات‌مان بده

مرکزِ ثقلِ همه خوبی‌هایِ عالم ... 



نوشته شده در دوشنبه 91/6/13ساعت 4:10 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |


 Design By : Pichak