سفارش تبلیغ
صبا ویژن




























دلنوشته ها

 

مرور می کنم ...
همه را،
در یک چشم به هم زدن.
یک حسی شبیه شرمندگی
شبیه خجالت،
از درون می جوشد !

نگاه می کنم،
فردا به کمکت احتیاج دارم.
همین هم بی شرمی است !
فردا نه، همین الآن هم . . .

مهربانی تو،
خوب بودنت،
آن خجالتم و این درخواست نو را
به مددت
دوباره گره می زند . . .

شما آقایی مولا جانم، سائلم من ! ببار بر دستان خالی ام ... ادرکنی !


نوشته شده در چهارشنبه 91/6/1ساعت 10:58 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |


 Design By : Pichak