سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک




























دلنوشته ها

دیروز ملت ایران بار دیگر پای صندوق‌های رأی حاضر شدند تا ضمن نمایان ساختن وحدت ملی در برابر دشمنان، سرنوشت کشور را تعیین کنند.

روز موعود فرا رسید. 

همه آمدیم تا 29 اردیبهشت را در تاریخ کشور ماندگار کنیم، آمدیم تا نشان دهیم در صحنه دفاع از ارزش‌های نظام و انقلاب هستیم. 

آمدیم تا بگوییم هستیم و خواهیم بود. 

آمدیم  و حضور حماسی  ما در پای صندوق‌‌های رای تیتر یک اخبار رسانه‌‌های جهان گشت.

ادامه مطلب...

نوشته شده در شنبه 96/2/30ساعت 12:13 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

گاه رویش گل نرگس فرا رسیده است، امشب، کوچه‌های سامرا، چراغان  به یمن آمدنت چراغانی است. امشب زیباترین گل هستی در دامان نرگس می‌روید.

می‌آید و فرشتگان مقرب، با کاسه‌هایی از آب و شکوفه، به چشم روشنی نرجس می‌آیند.

می آید و جهان به پیشوازش می‌شتابد با سبدهایی از یاس سپید.

با آمدنش کجاوه بهار، فرود می‌آید در کوچه‌های پر درخت انتظار.

با او خزانی نیست و خواب‌های آشفته باغ، به رؤیای سبز رویش بدل می‌شود.

نامش، سپیده‌ای است که دهان آسمان را متبرک می‌کند.

نگاهش، حماسی ترین چشم‌ها را به فروتنی وا می‌دارد.

ادامه مطلب...

نوشته شده در پنج شنبه 96/2/21ساعت 12:8 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

واژه‌ها به مبارک باد قدوم تو آمده‌اند. ای بوته معطر دودمان محمد(ص)! هر روز تکرار می‌شوی و پایانی برایت نیست.

صدای گام‌های تو، کوچه‌های مدینه را به یاد سبز پیامبر می‌اندازد .

قامت تو، نخل‌ها را مبهوت کرده.از کوچه باغ‌های آسمان، ملائکه به تماشای چهره ملکوتیت نشسته‌اند.

تو، نور چشم و مایه دلگرمی پدری. خورشید از روی پر فروغ تو دلگرم می‌شود و هر صبح می‌تابد.تو سیمای پر مهر پیامبر را در خاطر همه تداعی می‌کنی و همه را به یاد پیامبر می‌اندازی.

 باغ، چشم انتظار بهار است. همه منتظرند تا تو بیایی و عطر و بوی پیامبر را بیاوری.

از ابرها باران نور می‌چکد. آسمان، در پوست خود نمی‌گنجد، چهره مهتاب از شرم گل روی تو، گل انداخته.  ستاره‌ها، گرد خانه‌ای می‌چرخند و از ابرها، باران نور می‌چکد. ستاره‌ها، هلهله می‌کنند برای آمدنت. همه چشم در راهند تا تو بیایی.

ادامه مطلب...

نوشته شده در دوشنبه 96/2/18ساعت 10:24 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

پرده‌های دقایق کنار می‌روند و «حقیقت محض» متولد می‌شود .

از باغ‌های فرا دست، بوی تازه‌ای می‌آید.

نسیم از سوز عارفانه‌ای سرمست است.

 بهشتی در دامان «شهربانو» می‌شکوفد که تمام پروانه‌های دنیا را، به رهایی فرا می‌خواند.

سلام، مهربانی‌ات همه گیر!

سلام، اندوه همیشگی‌ات در دل زمان جاری!

سلام، جاری نیایش در عمیق لحظات!

ادامه مطلب...

نوشته شده در سه شنبه 96/2/12ساعت 9:21 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

آسمان مدینه، در دست افشانی نور و آینه غرق است .

ستاره‌ها در حوالی خانه مولا علی علیه السلام، گرد آمده‌اند تا از رخسار فروزان ماه بنی‌هاشم، قدح‌های نور بردارند.

اینک، زمان تولد کهکشان حماسه است و پنجره بی‌تاب قلب‌ها، همه بر دستان نوگل علی علیه السلام دخیل بسته‌اند.

ماه، مقابل قامت رشید ایثار، خم شده است.

عطر خوش ساقی، در لحظه‌های عطشناک و کویری زمین جاری است. رشادت‌ها، به امروز اقتدا کرده‌اند. برکت یکدست سپید، ارمغان گلخنده‌های حجیم است.

امروز در بوستان دامان ام البنین علیهاالسلام، کانون تمام خوبی‌ها و مردانگی‌ها، گل داده است تا عالمیان، شیدا و مدهوش نسیم خوش جانبازی‌اش شوند.

ادامه مطلب...

نوشته شده در دوشنبه 96/2/11ساعت 12:25 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

تو مثل رؤیایی شیرین، در خواب دل‌ها می‌وزی، و عطر نامت، مشام گل‌ها را می‌آشوبد .

میلادت، اندوه مهربانی را در خراب‌آباد خاک می‌پراکند، و نسیم سرخوش یادت تبسم فروش شهر شادی‌هاست.

خاک، ز عطر قدمت مست شد.

ای ماناترین حادثه روزگار! حاشا که یاد بزرگی‌هایت از صفحه ذهن زمان پاک شود.

تو آمده‌ای که بمانی؛ تا عشق بماند و ایمان، و انسان به بزرگی نامت پناه برد؛ آن گاه که پناهی نیست.

عمری است که در کوچه‌های یادت گم گشته‌ایم؛ آن سان که بوته‌ای در جنگل عظیم درخت.

ادامه مطلب...

نوشته شده در یکشنبه 96/2/10ساعت 9:37 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

از لحظه «حرا» با آواز «اقراء» جبریل آمدی، با بشارت خورشید در شب بی‌نهایت انسان برانگیخته شدی و جهان، بهاران بعثت سبزی شد که از سوی تو می‌وزید .

در تاریکای دلتنگی زمین، نام تو ـ ای امین ـ روشنان جان جهان شد و جهان چنان بی‌تاب حضور تو بود که از بوی تو، بهارستان خسته روح به شکوفه نشست تا فانوس ستاره ای بیاویزی بر کوچه‌های تاریک زمین.

 آمدی از منتهای مهربانی آسمان

چقدر جهان محتاج دست تو بود.

ادامه مطلب...

نوشته شده در دوشنبه 96/2/4ساعت 1:18 عصر توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |

از تو گفتن دلی به نرمای آب می‌خواهد و طاقتی به سختی صخره‌های سنگی، و از تو شنیدن حکایتی است نامکرر؛ چون عشق، چون حیات .

مهربانی‌ات باران بی‌دریغ بهاری بر دشت تشنه جان‌های بی‌شمار، و شکوهت، تندیسی به سترگی تمام بزرگی‌های تاریخ است.

ای به سخن «راستی» را آراسته و به عمل «درستی» را پیراسته!

خورشیدی بودی شگفت، و شکوه هر شعاعت، زوبینی جانگزا بر چشم‌های خفاشان کاخ نشین.

ای باب گشوده خدا بر حوائج مردمان، و ای رشته پیوند زمین و آسمان!

نامت کلید گشایش گره‌های فروبسته و یادت مایه آرامش دل‌های شکسته است.

نامت نردبان صعود دعاهای مرفوع و یادت پلکان نزول اجابت منصوب است.

ادامه مطلب...

نوشته شده در یکشنبه 96/2/3ساعت 9:34 صبح توسط حمیده بالایی نظرات ( ) |


 Design By : Pichak